کتاب‌های سینما و تئاتر

” چرا گفتی زمینی را که روی آن پا گذاشته‌ام ، بوسیده ای؟ باید مرا بکشند. [به طرف میز خم می‌شود] خیلی خسته ام. باید استراحت کنم…باید استراحت کنم. [سرش را بلند می‌کند] من مرغی دریایی هستم … نه ، این‌طور نیست. هنرپیشه ام … بله. [صدای خنده ی آرکادینا و ترگورین را می‌شنود ، به گوش می ایستد و بعد می‌دود به طرف در سمت چپ و از سوراخ قفل نگاه می‌کند] او هم که این‌جاست … [برمی‌گردد به طرف ترپلف] بله … اما اشکالی ندارد ، مهم نیست … بله … او به تئاتر اعتقادی نداشت ، همیشه رویا هایم را مسخره می‌کرد ، در نتیجه من هم سرانجام اعتقادم را به آن از دست دادم ، دلسرد شدم … بعد هم ناراحتی ها و رنج های ناشی از عشق ، از حسادت ، دغدغه ی دائمی برای بچه‌ام. آدمی مسکین و به دردنخور شدم ، بد بازی ‌می‌کردم … نمیدانستم با دست هایم چه بکنم ، نمی‌توانستم روی 2صحنه آن طور که باید و شاید نقش اجرا کنم ، قادر نبودم به صدایم مسلط باشم. تو با چنین وضعیت هایی رو‌به‌رو نشده ای؟ احساس کنی که داری روی صحنه گند می‌زنی. من مرغ دریایی ام … نه ، منظورم این نیست. یادت هست مرغ دریایی را کشتی؟ مردی تصادفی از آن جا می‌گذشت ، آن را دید و از سر بیکاری لگدمالش کرد. موضوعی برای داستانی کوتاه …نه ، این هم نیست. [پیشانی اش را می‌مالد] چی می‌گفتم؟ درباره ی تئاتر صحبت می‌کردم. حالا دیگر همان آدم نیستم. بازیگری واقعی شده ام ، با لذت و شور و اشتیاق بازی می‌کنم ، روی صحنه از خود بی خود می‌شوم ، خودم را زیبا احساس می‌کنم . از موقعی که اینجا آمده ام خیلی پیاده روی می‌کنم ، راه می‌روم و به شدت به فکر فرو می‌روم ، احساس می‌کنم روز به روز روحیه‌ام تقویت می‌شود … حالا دیگر میفهمم کوستیا ، که در پیشه ی ما هنرمند و نویسنده اهمیت چندانی ندارند ، اصل نه افتخار است ، نه شهرت . چیز هایی که در گذشته برایم خیلی مهم بودند … مهم استقامت و شکیبایی است.”

بخشی از نمایشنامه ی “مرغ دریایی” ، اثر ماندگار آنتوان چخوف را با هم خواندیم . صحبت هایی که کارکتر “نینا” در این بخش می‌کند ، به نوعی مانیفست هنری چخوف درباره ی تئاتر به حساب می‌آید. رهایی و آزادی ای که نینا به مانند یک مرغ دریایی که بر فراز یک دریای پر تلاطم پرواز می‌کند دارد ، همان چیزییست که هنرمند به وسیله ی هنرش به آن می‌رسد.

سینما و تئاتر که هر دو شاخه هایی از هنر هستند که متکی به بازیگر می‌باشند ، همیشه برای انسان جذاب بوده اند. دنیایی که هنرمند بر پرده ی سینما یا صحنه ی تئاتر می‌سازد ، مخاطب را از زندگی روزمره اش جدا می‌کند و برای لحظاتی دستش را می‌گیرد و به جهان رویایی خودش می‌برد. فرقی نمی‌کند ؛ سادگی فارست گامپ یا تنهایی ماتیلدا ، جنون جوکر یا فریاد های پاپیون ، همه و همه در گوشه ای از قلب و ذهن انسان جایشان را پیدا می‌کنند. عباس کیارستمی در جایی گفته : ” آدم چیزی را نمی‌بیند مگر آن چیز در قاب سینما باشد.” شاید در طول روز بار ها و بار ها ما با تصویر هایی روبه‌رو شویم که هر کدامشان بتوانند زندگی ما را متحول کنند ، اما ما بی تفاوت از کنارشان عبور می‌کنیم. ولی اگر همین تصویر در قاب سینما قرار گیرد ما با نگاه ویژه تری به نظاره اش می‌نشینیم. “سینما چیزی نیست جز یک نگاه ، شهود محض” این دیدگاه کیارستمی است نسبت به هر چیزی که نام سینما را بر آن می گذاریم.

به تئاتر هم می‌توان با همین دید نگاه کرد . صحنه و برخورد نفس بازیگر با مخاطب می‌تواند جرقه ای باشد برای تغییر عمده ای در زندگی آدم ها. همانطور که مارتین مک دونا نمایشنامه نویس و فییلمنامه نویس موفق ایرلندی می‌گوید که دیدن یک نمایش از ممت ، بوفالوی آمریکایی ، زندگی اش را تغییر داده و تصمیم گرفته که همه چیزش را صرف نوشتن بکند.

سینما و تئاتر نیز مانند هر هنری ، علاوه بر تجربه و عملگرایی نیازمند دانش تئوری هستند و باید هنرجویان از این نظر هم خودشان را تغذیه کنند. در زمینه ی بازیگری ، نویسندگی ، کارگردانی و دیگر رشته های این حوزه کتاب های مختلفی نوشته و چاپ شده است. به عنوان مثال نشر بیدگل ، نیلا و افراز در این زمینه فعالیت خوبی دارند و کتاب های تخصصی سینما و تئاتر را تا به حال منتشر کرده اند. بهترین کتاب های چاپ شده در زمینه ی تئاتر را می‌توانید در این قسمت مطالعه کنید و از فروشگاه آنلاین کتاب هشت تهیه کنید. امید است که هنرجویان و هنرمندان این حوزه با استفاده از این منابع بتوانند هنرشان را تعالی بخشند.