کتاب “بار هستي”، نوشته ميلان کوندرا، در دوران زماني موسوم به بهار پراگ ميگذرد، و به مفاهيم فلسفي فراواني ميپردازد. اين کتاب به شرح وضعيت زندگي هنرمندان و روشنفکران کشور چکسلواکي بعد از بهار پراگ، يعني بعد از حمله اتحاد شوروي به اين کشور، ميپردازد. شخصيت اصلي کتاب که توماس نام دارد، جراحي معروف است و انتقادات بسياري به کمونيستهاي چک دارد و اين باعث ميشود که شغلش را از دست بدهد. از ديگر شخصيتهاي مهم داستان ميتوان به ترزا، همسر توماس، سابينا، نقاش و معشوقه توماس، و فرانز، استاد دانشگاه و معشوق سابينا اشاره کرد.
“بار هستي” به طور خلاصه درباره اين مسئله است که تشخيص راه درست از راه اشتباه براي انسان تقريباً غيرممکن است، و به همين دليل ميتوان گفت که اصلاً راه غلطي وجود ندارد و انسان هر راهي را که در زندگي انتخاب کند درست است. برداشتهاي فلسفي و زبان تاثيرگذار کتاب از همان ابتدا مخاطب را با مسايل اساسي هستي روبرو، و او را به تفکر وادار مي کند. هرچند شخصيت هاي کتاب واقعي نيستند اما از انسانهاي واقعي بهتر ميتوان آنها را درک و احساس کرد. اگر بار هستي را با تخيل و احساسي شاعرانه و با اشتياق براي رسيدن به معناي هستي بشر بخوانيم، سفري هيجانانگيز در پيش داريم.
بخشي از کتاب:
“بايد تصور کرد که يک روز همه چيز، همانطور که پيش از اين بوده، تکرار مي شود و اين تکرار تا بي نهايت ادامه خواهد يافت! اگر هر لحظه از زندگي مان بايد دفعات بي شماري تکرار شود، هر کاري که در زندگي انجام دهيم، بار مسئوليت تحمل ناپذيري دارد. بار هر چه سنگين تر باشد، زندگي ما به زمين نزديک تر، واقعي تر و حقيقي تر است.”
ما در کتاب هشت اميدواريم با ارائه کتابهايي همچون “بار هستي”، به شما عزيزان کمک کنيم با خواندن رماني جذاب و عميق، ذهنتان با مسائل هستي درگير شود و شايد که به معماي هستي پي ببريد.
ناموجود

کتاب بار هستی اثر میلان کوندرا
