کتاب “شاید سرنوشت این طور نوشت”، اولین رمان بلند مبینا فتحی، روانشناس بالینی و مربی و همیار زندگی مقیم آمریکا است. این رمان احساسی-اجتماعی و عاشقانه که در زمینه فلسفه هستی گرایانه و با قلمی ساده نوشته شدهاست، به دو جریان فکری اجتماعی امروزی در جامعه، یعنی سنتگرایی پوشالی و تفکر منطقی میپردازد. “رمان شاید سرنوشت این طور نوشت”، به بیان این مسئله میپردازد که چگونه این دو جریان درهم تنیده در جامعه میتوانند روی یکدیگر تأثیرات جدی بگذارند.
کتاب “شاید سرنوشت این طور نوشت”، با متنی ساده و شعرگونه آغاز میشود که به گفته نویسنده و نه براساس نگاهی منفعل، بلکه مطابق با الگوی نظام فکری حاضر، برخورد و مقابله با جریانات و اتفاقاتی است که ما در طول زندگی با آن مواجه میشویم و گاهی هیچگونه کنترلی بر آن نداریم. مبینا فتحی، نویسنده این رمان، باور دارد که زندگی، چه زشت و چه زیبا، به گونهای است که باید آن را همان گونه که هست پذیرفت و مانند کودک خود با آن برخورد کرد.
بخشی از کتاب:
در نظر پوراندخت، عشق به بندبازی روی طناب زندگی میمانست. میتوانی بهراحتی از روی این بند سقوط کنی یا با رعایت اعتدال بهسلامت به انتهای بند برسی، اما تعداد بهسلامت بهانتها رسیدهها قدری اندک است و این شاید به دلیل منع از عاشقی یا محکومکردن عاشقی است، شاید به سبب تمرین کم عاشقی یا تفسیرها و یا انتظارات اشتباه و بیش از حد از آن است. شاید اشتباهمان این است که فکر میکنیم عشق باید ما را به مقصدی برساند، نفعی برای ما داشته باشد یا چیزی عاید ما کند، در حالی که عشق میتواند مانند آن «تلخوَش» به تو هیجان و لذت حیات دهد، ملازمت باشد و دریچههای هفترنگ رنگینکمانی را، ولو موقت ولو کوتاه، به رویت بگشاید که تا پیش از آن قادر به دیدنش نبودهای.
ما در کتاب هشت امیدواریم با ارائه کتابهایی همچون “شاید سرنوشت این طور نوشت”، به شما عزیزان امکان دهیم در کنار خواندن رمانی فلسفی و روانکاوانه، با ادبیات روز کشورمان آشنا شوید.
ناموجود

کتاب شاید سرنوشت این طور نوشت اثر مینا فتحی
