داستان گفتن و داستان شنیدن ، از بزرگ ترین لذت های زندگی انسان است. ما روزانه در حال شنیدن ده ها یا حتی صد ها داستان مختلفیم ؛ گپ و گفتمان با راننده ی تاکسی ، خاطره تعریف کردنمان در محل کار ، قصه گفتن برای کودکانمان هنگام خواب و انشا خواندن آنها سر کلاس درس نمونه ی کوچکی از هزاران موقعیتی است که ما زمانمان را با تعریف داستان می‌گذرانیم. خواندن رمان می‌تواند این میل ما به شنیدن داستان را ارضا کند. میلی که از ازل با انسان بوده و تا ابد هم او را تنها نخواهد گذاشت.

رمان به داستان بلندی گفته می‌شود که معمولا بیش از چهل هزار کلمه دارد و عموما داستان بیش از یک شخصیت محوری را روایت می‌کند. معمولا کسانی که می‌خواهند کتاب خواندن را آغاز کنند ، با این مشکل مواجه می‌شوند که از کجا و با چه کتاب هایی باید این کار را آغاز کنند . ما در این نوشته کتاب هایی را گرد هم آورده ایم که از ماندگار ترین آثار تاریخ ادبیات هستند و هر کدام از رمان های خوب و برتر دنیا به حساب می‌آیند و شما می‌توانید با خواندن آن ها قدم در دنیای شیرین و بی انتهای کتاب خوانی بگذارید.

۱.وداع با اسلحه

شاهکار ارنست همینگوی نویسنده ی شهیر آمریکایی ، داستانی‌ست که از دل زندگی خود او بر روی کاغذ آمده و این صداقت کلام همینگوی در نقل وقایع است که رمان را برای مخاطب ملموس می‌کند. در کتاب وداع با اسلحه زندگی افسری آمریکایی را دنبال می‌کنیم که درگیری اش با جنگ جهانی اول خط اصلی داستان را شکل می‌دهد. توصیفات بی نظیر همینگوی از جنگ در این کتاب ، بار ها و بار ها مورد تحسین قرار گرفته است. نویسنده که در سی سالگی کتاب وداع با اسلحه را به قلم تحریر در آورد ، آن را نتیجه ی چهل و چهار بار بازنویسی می‌داند ؛ بازنویسی هایی که پایان های متفاوتی را برای داستان رقم میزدند و در نهایت داستان و پایانی که به دست ما رسیده است همان نسخه ی چهل و چهارم ارنست همینگوی است.

قسمتی از کتاب را با هم می‌خوانیم:

آن شب ، شب بسیار عجیبی بود. نمیدانم منتظر چه بودم – شاید مرگ ، تیراندازی در تاریکی ، فرار ؛ ولی چیزی رخ نداد. هنگامی که یک گردان از آلمان ها میگذشتند ، پشت نهر کنار جاده دراز کشیدیم و منتظر شدیم. بعد هنگامی که رفته بودند از جاده گذشتیم و راه مان را به سوی شمال ادامه دادیم. دو بار زیر باران به آلمان ها خیلی نزدیک شدیم ، ولی آن ها ما را ندیدند.

ارنست همینگوی برای کتاب وداع با اسلحه موفق به کسب جایزه ی نوبل ادبیات شد.

۲.موش ها و آدم ها

این کتاب در کنار خوشه های خشم ، از بهترین آثار جان اشتاین بک به حساب می‌آید. موش ها و آدم ها داستان دو دوست را روایت می‌کند که پس از رکود اقتصادی در کالیفرنیا ، مهاجرت می‌کنند بلکه بتوانند زمینی برای کار پیدا کنند و سر و سامانی به زندگی‌شان بدهند. “لنی” نام یکی از این دو نفر است که ضریب هوشی پایینی دارد و دردسر هایی برایشان ایجاد می‌کند. موش ها و آدم ها داستان نمایندگانی از قشر کارگر جامعه است که زیر فشار حاصل از نظام سرمایه داری دست و پا می‌زنند.

جان اشتاین بک ، برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات ، متولد هزار و نهصد و دو در آمریکاست و این کتاب را در سال هزار و نهصد و سی و هفت نوشت. در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

ژرژ به تندی به او نگریست.

“چی تو جیبت داری؟”

لنی هوشیارانه گفت : “هیچ چی تو جیبم نیس”

“می‌دونم تو جیبت نیس. تو دستت گرفتی. تو دستت چیه قایمش می‌کنی؟”

“ژرژ ، والاه ، هیچ چی نیس”

“بیا ، بده‌ش اینجا.”

لنی دست بسته اش را از ژرژ دور کرد. “ژرژ فقط یه موشه.”

“موش؟ موش زنده؟”

“اوف ، اوف ، نه ، ژزژ موشه مرده. اما من نکشتمش. والاه ! پیداش کردم. مرده پیداش کردم.”

“بده‌ش اینجا!”

“ژرژ بذار نیگرش دارم.”

“بده‌ش اینجا !”

دست بسته ی لنی به آرامی اطاعت کرد. ژرژ آن را گرفت و به سوی استخر میان جاروبها پرتاب کرد.

این کتاب پیشنهاد ویژه ی کتاب هشت به همه ی علاقه‌مندان به ادبیات است.

۳.سمفونی مردگان

معروف ترین اثر عباس معروفی ، سمفونی مردگان ، داستان خانواده ای سنتی در اردبیل را نقل می‌کند که دارد پسرک شاعری را در دلش پرورش می‌دهد. اما پدر خانواده با شعر و شاعری میانه ای ندارد و همین تفاوت هاست که کشمکش های اصلی داستان را می‌سازد. سمفونی مردگان شامل چند بخش می‌شود که معروفی ، از نام موومان به جای فصل ، برای تفکیک این بخش ها از هم استفاده کرده است. تقریبا هر موومان توسط یکی از کارکتر های رمان روایت می‌شود و زوایه ی دید این داستان ، زاویه ی دید چند صدایی است. تاثیر رمان معروف خشم و هیاهو بر این کتاب به شکل واضحی به چشم می‌خورد و به نوعی کارکتر های سمفونی مردگان را می‌توان با شخصیت های خشم و هیاهو مقایسه کرد و وجوه مشترک زیادی را بین آن ها پیدا کرد. بخشی از کتاب را با هم می‌خوانیم:

پدر گفت : “هرکس در زد باز نکنید.”

اما کار از کار گذشته بود. بعد از ظهر یک روز پر گرد و غبار ، چنان با ضرب در می‌زدند که ناچار شد آیدا را در سوراخ زیر پله پنهان کند. بعد که در را باز کرد ، دو سرباز روش خودشان را به درون انداختند. ییشان زاغی و لاغر و قد بلند بود و آن دیگری ریزه و فلفل نمکی بود. به زبان روسی چیز هایی می‌گفتند که پدر نمی‌فهمید اما آن ها دنبال کسی می‌گشتند. پدر گفت : “لامذهب ها ، دنبال چی می‌گردید؟” متحیر مانده بود. نمی‌دانست چه شده. خیال می‌کرد می‌خواهند بلایی سر یکی از افراد خانواده بیاورند. بیش از حد ترسیده بود. گفت : “چی شده؟”

سرباز ها ترکی نمی‌فهمیدند و می‌خواستند به اتاق ها سر بکشند. آن وقت تا چشمشان به آیدین افتاد ، نشانش دادند و خواستند او را ببرند. پدر گفت : “پسر من است. من. من. آیدین.”

کتاب سمفونی مردگان در سال هزار و سیصد و شصت و هشت توسط عباس معروفی نوشته شده است.

۴.عامه پسند

آخرین رمان چارلز بوکفسکی ، عامه پسند ، از ماندگار ترین نوشته های او در طول هفتاد و چهار سال زندگی اش شد. این کتاب که نوشتنش سه سال به طول انجامید و بوکفسکی در حین نگارشش با بیماری دست و پنجه نرم می‌کرد ، درباره ی کارآگاهی‌ست که دارد درباره ی نویسنده کلاسیک فرانسوی ، سلین ، تحقیق می‌کند. ادبیات لخت و عریان چارلز بوکفسکی در این کتاب به اوج خودش می‌رسد و تصویر هایی که نویسنده از تنهایی ، درد و رنج برای خواننده می‌سازد روایت کتاب را جذاب و قابل درک می‌کند.

چارلز بوکفسکی که این کتاب را در سال هزار و نهصد و نود چهار منتشر کرد ، سرانجام در همان سال هم درگذشت. بوکفسکی که از سرطان خون رنج می‌برد بر روی سنگ قبرش نوشته شده است : “تلاش نکنید” خواسته ای عجیب -مثل خود بوکفسکی- که به تحلیل همسرش به معنای این است که برای عملی کردن چیزی تلاش نکنید ؛ بلکه فقط آن را انجام دهید!

۵.قمارباز

فئودور داستایفسکی در این کتاب داستان خانواده ای را روایت می‌کند که تمام دارایی اش را از دست می‌دهد و مجبور به مهاجرت می‌شود. راوی داستان معلم خانواده است که معتاد است به قمار و معتقد است شانسی را که او در قمار کردن دارد ، هیچ کس دیگری ندارد! داستایفسکی این رمان را تنها در بیست و شش روز نوشت ؛ رمانی که بی شک از ماندگار ترین آثار تاریخ ادبیات به حساب می‌آید. قسمتی از این کتاب را با هم می‌خوانیم:

در حقیقت همه جا می‌بایست جیب ها را بازرسی کرد و قفل ها را محکم ساخت و این کار اگر با توجه و دقت انجام نگیرد ، باعث ایجاد دردسر های بزرگ می‌شود. ولی در این جا برعکس کافی است که به میز سبروش قمار نزدیک شد و شروع به قمار کرد و ناگهان ، آشکارا دست را روی برد های دیگری گذاشت و آن را در جیب فرو برد و در صورت ایجاد نزاع نیز به خدای بزرگ قسم خورد که برد کال خود او بوده است. وقتی هم که چنین ضرب شصتی ماهرانه انجام گرفته شد ، به طوری که شاهد ها هم شک کنند ، پول دزدیده شده اغلب در دست دزد باقی می‌ماند. البته ، این در صورتی است که دعوا سر پول زیادی نباشد. چون به هر صورت حتما پول ها به وسیله ی میزپا ها و عده ای از قماربازان زیر نظر گرفته شده بوده است. اگر جنجال و نزاع سر پول های کم باشد ، صاحب حقیقی آن که از ایجاد افتضاح بیم دارد ، از این که برای برگرداندن پول خود بحث و جدل بکند چشم می‌پوشد.

و چه زیبا مولوی میل به قمار دوباره را که انگیزه و شوق قمارباز برای ادامه ی زندگی است تصویر می‌کند:

“خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش                       بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر”

۶.چشم هایش

داستان حول محور نقاشی ایست به همین نام ؛ که چشم های زنی‌ست پر رمز و راز . راوی داستان کسی‌ست که به دنبال زن صاحب چشم ها می‌گردد تا بلکه بتواند پرده از راز های پشت نقاشی بردارد. بزرگ علوی این رمان را در سال هزار و سیصد و سی و یک منتشر کرد و به گفته ی برخی ، چشم هایش بر اساس زندگی کمال الملک ، نقاش بزرگ ایرانی ، نوشته شده است.

بزرگ علوی که از پیشگامان داستان نویسی در ایران است ، در سال هزار و دویست و هشتاد و دو در تهران به دنیا آمد. از دیگر آثار او می‌توان به “چمدان” ، “میرزا” ، “نامه ها” و “ورق پاره های زندان” اشاره کرد.

بخشی از رمان چشم هایش را با هم می‌خوانیم:

پدرم از زیر عینک چشم های ریزش را ریزتر کرد. نگاهی به من انداخت. اما چیزی نگفت. مادرم که آن طرف کرسی نشسته بود و داشت قلیان می‌کشید ، گفت : “خوبه ، خوبه ، این را دیگر از کجا یاد گرفته ای؟ فرنگ به چه درد می‌خورد! به قول خودت آنکه از فرنگ برگشته ، چه تحفه ایست که تو بشوی. دختر را چه به فرنگ رفتن.” پدرم سرش را از روی روزنامه بلند کرد و گفت : “اگیر پسر بود عیبی نداشت؟”

– آخر ، آقا شما چرا هر چه او می‌گوید ، دنبال می‌کنید؟ کی دخترش را تک و تنها به فرنگ فرستاده؟

– تنها چرا باشد؟ مگر سرهنگ خودمان سرپرست محصلین نظامی در پاریس نیست؟

پرسیدم : “کدام سرهنگ؟”

پدرم گفت : “سرهنگ آرام”

پدرم دیگر حرفی نزد ، عینکش را از روی چشمش برداشت ، به من چشمکی زد و گفت : “فکرش را می‌کنم.”

۷.پیرمرد و دریا

رمان دیگری از ارنست همینگوی که در سال هزار و نهصد و پنجاه و یک به چاپ رسیده است. پیرمرد و دریا داستان پیرمردی ماهیگیر است که خیلی وقت است صیدی نداشته ، و حالا با اتفاق عجیبی در دریا رو به رو می‌شود ؛ ماهی بسیار بزرگی به تورش می‌افتد که او برای صیدش تمام توانش را به کار میگیرد و به نوعی وارد مبارزه ای می‌شود که یک طرفش است زندگی است و طرف دیگر آن مرگ. پیرمرد و دریا به زیبایی جنگیدن پیرمرد را به تصویر می‌کشد و در عین حال که کوتاه است ، برای مدت طولانی ای در ذهن خواننده می‌ماند. گفته می‌شود پیرمرد و دریا بر اساس داستان زندگی پیرمرد ماهی گیری نوشته شده که سواد خواندن و نوشتن نداشته است و هیچ گاه نتوانسته خودش این رمان را بخواند.

ارنست همینگوی نویسنده ی کتاب ، در سال هزار و هشتصد و نود و نه به دنیا آمد. آثاری چون “زنگ ها برای که به صدا درمی‌آیند؟” و “وداع با اسلحه” در کارنامه ی او به چشم می‌خورند. همینگوی با نوشتن پیرمرد و دریا به دریافت جایزه ی نوبل ادبیات نائل آمد و شهرتش از قبل نیز بیشتر شد و سرانجام در سال هزار و نهصد و شصت و یک با تفنگ شخصی اش اقدام به خودکشی کرد. هر چند که همسرش در ابتدا اعلام کرد مرگ همینگوی نتیجه ی یک حادثه بوده و او در حین تمیز کردن تفنگش مرده اما بعد ها اعتراف کرد که ارنست همینگوی خودش را آگاهانه کشته است.

۸.فرانکنشتاین

فرانکنشتاین از معروف ترین رمان های تاریخ ادبیات است و بار ها و بار ها مورد اقتباس دیگر نویسندگان نیز قرار گرفته است. کتاب داستان موجودی است که توسط دانشمندی خلق شده و تنها رها شده است. موجودی که مانند انسان توانایی تصمیم گیری و تفکر دارد اما ظاهر ترسناکش همه را از خود دور می‌کند و حالا این موجود تنها قصد دارد انتقام این بی مهری را از خالقش بگیرد.

مری شلی نویسنده ی این کتاب ، فرانکنشتاین را تنها در بیست و یک سالگی اش نوشت و با موفقیت عظیمی رو به رو شد. از دیگر آثار او می‌توان به “ماتیلدا” ، “آخرین نفر” و “لادور” اشاره کرد. مری شلی نهایتا در سال هزار و هشتصد و پنجاه و یک چشم از جهان فرو بست.

با اقتباس از این کتاب فیلم هایی به همین نام هم ساخته شده و فرانکنشتاین بر روی پرده ی سینما هم مخاطبین خودش را پیدا کرده است. شخصیت هیولای فرانکنشتاین از ماندگار ترین شخصیت های خلق شده در تاریخ ادبیات به حساب می آید. بخشی از این کتاب را با هم می‌خوانیم:

من تحمل گرما و سرمای زیاد تری را داشتم و کمتر از آن ها آسیب می دیدم و قد و قامتی بلند تر از آن ها داشتم. وقتی به اطرافم نگاه کردم ، کسی را مثل خودم ندیدم. آیا من روی زمین یک هیولا و لکه ی ننگ بودم که همه از من فرار و مرا طرد می کردند؟

۹.  دون کیشوت

دون کیشوت به عقیده بسیاری از منتقدین اولین رمان مدرن است . داستان این رمان درباره ی فردی است که دچار جنون و دیوانگی شده که خودش را شوالیه فرض میکند و باهمراهش “سانچوپانزا” به سفرهای دور و دراز میرود که باعث داستان های جنون آمیز و عجیبی میشود .
“دیوانگی دیگر آن مضمون افلاطونی قدیمی ، دیوانگی خلاق ، نیست ؛ این دیوانگی علامت تجرد جدید زبان و اشیاشت ” این بخشی از توصیف میشل فوکو درباره دون کیشوت است . و به قول خود فوکو دون کیشوت قهرمان امر همان است .
زندگی نویسنده این رمان یعنی دن میگل د سروانتس نیز فراز و نشیب های فراوانی دارد ، خدمت در ارتش اسپانیا و شرکت در جنگ لپانتو تا اسیر شدنس به وسیله دزدان دریایی و بردگی تنها بخشی از زندگی پر ماجرای اوست .
دون کیشوت یکی از پر تیراژ ترین کتاب های حال حاضر جهان است و در انتخاب روزنامه گاردین جزو صدکتاب برتر دنیا قرار دارد .
لذت خواندن این رمان در سفر با قهرمانی‌ست که مقصدش جایی نیست جز اوج و نهایت دیوانگی !

۱۰.شما این جای خالی را پر کنید!

کتاب دهم این لیست کتابی‌ست که شما می‌توانید به دیگر دنبال کنندگان کتاب هشت معرفی کنید!

نام رمانی را که زندگی‌تان را تغییر داده و یا شما را به کتاب خواندن علاقه‌مند کرده ، در زیر این نوشته برای ما و دیگر کاربران کتاب هشت بنویسید.