کتاب “حکايت دولت و فرزانگي”، نوشته مارک فيشر، داستان جوان سي و دوساله اي است که در شرکتي تبليغاتي کار ميکند و بهطور جدي از کار خود متنفر و دل زده است. او به دنبال راهي براي افزايش درآمد خود مي باشد.
عموي ثروتمند و موفق اين جوان به او توصيه ميکند به ملاقات پيرمردي ميليونر برود که يک ميليونر و ثروتمند موفق و خودساخته است. جوانی که از کارش دل زده است به ديدار پيرمرد ميليونر مي رود، و او به شيوهاي بسيار جالب و غيرمنتظره نکاتي طلايي را به جوان مي آموزد، که افراد موفق و ثروتمند با رعايت آن نکات هميشه و در همه حال ميتوانند به مسير خود ادامه دهند و به اهدافشان برسند. در پايان داستان اشارهاي نيز به آينده اين جوان ميشود که توانسته است به موفقيتي بزرگ و همچنين به اهداف خود دست يابد.این کتاب ترجمه خانم گیتی خوشدل میباشد.
بخشي از کتاب:
“بيشتر مردم ميترسند چيزي بخواهند و وقتي عاقبت چيزي ميخواهند، به اندازهي کافي اصرار نميورزند و اين خطاست!
يک سوال بسيار مهم از خودت بپرس چطور شده که هنوز دولتمند نشدهاي؟
آيا به طور جدي اين سوال را از خودت پرسيدهاي؟
آيا از کارت راضي هستي؟
– يقين حاصل کن که در انتخاب حرفههايت مثبت باشي. همه ثروتمندان و دولتمندان کارهايشان را دوست دارند و کار برايشان فعاليتي لذت بخش است. پس از شغلت لذتت ببر و دوستش داشته باش.
اگرچه بايد از کارت لذت ببري، اما به تنهايي کافي نيست. براي دولتمند شدن بايد از اسرار آن آگاه باشي. آيا به راستي معتقدي اين اسرار وجود دارند؟”
ما در کتاب هشت اميدواريم با ارائه کتابهايي همچون “حکايت دولت و فرزانگي” به شما عزيزان اين امکان را بدهيم که با خواندن داستاني کوتاه و جذاب، به بزرگترين رازهاي موفقيت و ثروت دست يابيد و با بکارگيري آنها در زندگيتان به ثروت و موفقيتي فوقالعاده برسيد.
ناموجود


کتاب حکایت دولت و فرزانگی گیتی خوشدل

