کتاب “چگونه کمال گرا نباشيم”، نوشته استفن گايز، راه و روش جديدي را در اختيارمان ميگذارد که به دور از ترس زندگي کنيم. اين کتاب ما را از باورهاي محدودکننده رها ميکند و به ما کمک ميکند تا کمالگرايي را کنار بگذاريم، و بدون ترس از شکست يا داشتن اشتباهات و نواقصي در زندگي، به اهداف و آرزوهاي خود دست يابيم.
کمالگرايي در زندگي در ظاهر اتفاقي مثبت است، اما باعث ميشود هميشه فرد به دنبال برتري نسبت به ديگران، و بهترين بودن، باشد، و اين مانع پيشرفت او در زندگي مي شود. شايد بسياري تصور کنند که به دنبال بهترين بودن باعث ميشود انسان به اوج برسد، اما درحقيقت چنين ويژگياي موجب سقوط فرد مي شود. اگر ذهن فرد اسير تلاش براي برتري و کمال در همه حال باشد، ترس در اجراي ايده و برنامهها و اهداف، باعث ميشود که فرد قدمي در راه رسيدن به اهداف خود نتواند بردارد.
استفان گايز، در کتاب “چگونه کمال گرا نباشيم”، تجربيات خود را در زمينه کنار گذاشتن کمالگرايي با ما در ميان ميگذارد. او در اين کتاب به ما ميآموزد که ميتوان اهداف بزرگ را به قطعاتي کوچکتر تقسيم کرد، تا بتوان با محقق کردن اين قطعات کوچک، هدفي بزرگ را به سرانجام رساند. در اين کتاب ميآموزيم که بايد سطح توقع خود را از ايده آل و کمال گرايي پايين بياوريم تا بتوانيم هرروز کارهايي کوچک را انجام دهيم و از راه همين کارهاي کوچک هدفهاي بزرگي را محقق کنيم.
بخشي از کتاب:
“اگر کسي براي انجام کارهايش، با شک و ترديد خود کلنجار ميرود، چه مهارتي را بايد در خود تقويت کند که مستقيماً بتواند از آن کمک بگيرد؟ پيشتر، به اين پرداختيم که چگونه کساني که کارهايشان را به تأخير مياندازند، به سختي ميتوانند از مرحله تأمل بيرون آيند. زيرا نه تنها در مورد ايدهشان ترديد دارند، بلکه از اين جهت نيز ترديد دارند که آيا ايدهاي که در سر دارند، بهترين ايده است يا نه؟ يک درمان عملگرايانه براي اين مشکل وجود دارد و آن سرعت است.”
ما در کتاب هشت اميدواريم با ارائه کتابهايي همچون “چگونه کمال گرا نباشيم “، به شما عزيزان اين امکان را بدهيم که با جنبه هاي منفي ايدهآلگرا بودن آشنا شويد و با رها کردن ذهن خود از محدوديتهايي که کمالگرايي ميتواند به همراه داشته باشد، بتوانيد در راه محقق کردن اهداف خود گامهاي مؤثري برداريد و به موفقيتهاي بزرگي دست يابيد.
ناموجود

کتاب چگونه کمال گرا نباشیم؟ نشر شمشاد
